تبليغاتX
 
گوهر تابناک آسمان خلقت


گوهر تابناک آسمان خلقت

فاطمه الگوی کامل انسانی

 

 

در نگاه حضرت فاطمه (س )،  يك انسان كامل، جهاني را ترسيم مي كند كه درآن انسان داراي استعداد و توان فراوان براي پرواز بسوي قله هاي كمال است. انسان در جهان مطلوب حضرت فاطمه (س ) چون ماشيني  بي هدف و بي اراده نيست؛ حضرت فاطمه (س) انسان را موجودي متعالي معرفي مي كند و عشق، ايمان، تلاش و معرفت را زينت وجود او مي داند .او با آراسته شدن به فضايل، از دنياي مادي و مجازي بالاتر مي رود و اوج مي گیرد.

فاطمه (س) به انسان مي آموزد كه محبت بورزد، گذشت كند، همنوعان خود را ياري كند و جوانمردي را پيشه خود سازد و از بي تفاوتي و سستي و تقليد  کوركورانه پرهيز نمايد.

در نگاه حضرت فاطمه (س)، حضور زن در خانه و نقش او در خانواده نه تنها او را از جامعه و رشد اجتماعي باز نمي دارد،  بلكه اساس جامعه و آينده اي  بهتر را به دستان او مي سپارد فاطمه (س) تاكيد دارد كه زن استعدادهايش را شكوفا كند و به صورت انساني كامل حضور يابد انساني كه هويت خود را در پيوستن به خالق هستي كه منبع نور و زيبايي است، ببيند و با نيرو گرفتن از او به جامعه و بشريت خدمت كند و به اندازه توان خود انسانهايي كارآمد و صالح را پرورش دهد.

نكته مهمي که در زندگي حضرت فاطمه (س ) بسيار نمود پيدا مي کند اين است كه آن حضرت با ويژگي هاي بارز معنوي و شخصيتي، به اصول متعارفي چون همسرداري و تربيت فرزند و ساير واقعيتهاي زندگي فردي و اجتماعي توجه داشت. بسياري مي پندارند؛ هنگامي كه از ايمان و اخلاق سخن به ميان مي آيد،  يا كسي بخواهد انساني پاك و رستگار باشد، بايد دست از دنيا بشويد اما حضرت فاطمه ( س ) با رفتار و كردار خود، نشان مي دهد كه دنيا محل زندگي است، ولي نبايد آن را با بي تفاوتي و غفلت سپري كرد .در نگاه دختر پيامبر، دنيا نردبان ترقي است، مشروط به آنكه دلبسته آن نشويم.

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388| ساعت 11:41| توسط فهیمه| |

 

     مسلماً سرنوشت هر انسانی ریشه در نوع تربیتی دارد که وی در دوران طفولیت تحت تأثیر روحیات و خصلتهای کسانی که ،نزدیکترین انسانها به او بوده اند،یافته است

 مسلماً سرنوشت هر انسانی ریشه در نوع تربیتی دارد  که وی در دوران طفولیت تحت تأثیر روحیات و خصلتهای کسانی که ،نزدیکترین انسانها به او بوده اند،یافته است .از نزدیکترین این افراد ،می توان به مادر اشاره نمود که نقش سازنده ی  اودر تعیین مسیر زندگی فرزند بی نهایت در خور توجه و إمعان نظر می باشد.

 با کمی دقت در برخورد عاطفی و منطقی حضرت زهرا(س) با فرزندانشان در می یابیم که آن بانوی گرامی،در ساختن روح و شخصیت فرزندان عزیزشان از روش تربیتی و اخلاقی ویژه ای استفاده می نمودند و آن بهترین شیوه و تجربه برای ساختن نسلی پاک و سعادتمند بود. فاطمه سلام الله علیها در خانه كوچك خویش یك دانشگاه برای تربیت كودكانش تأسیس نمود.در این دانشگاه كه به امر حق و نظارت پیامبر اكرم تأسیس شده بود از مدیریت علی(ع) نیز بهره وافی و كافی می‌برد. اصول تربیتی و برنامه این كلاس مستقیماً از طرف خداوند تبارك و تعالی داده می‌شد. لذا بهترین برنامه تربیتی در آن اجرا شد و برجسته‌ترین افراد را تربیت نمودند. شاگردان این مدرسه آنچه می‌آموختند در عمل پیاده می‌كردند .این یعنی فهم كاربردی.

- محبت به فرزند

براساس تحقیقات ،بسیاری از نابهنجاریها و مشکلات روحی افراد ریشه در خلأ عاطفی آنها دارد و چنانچه جامعه ای در زمینه ی اشباع روانی و إقناع نیازهای فطری فرزندان خود توفیقی بدست آورد کمتر شاهد بزهکاری فردی و اجتماعی خواهد بود.زیرا روح انسان به گونه ای ساخته شده که نیاز به محبت و عطوفت از اساسی ترین نیازهای او می باشد .بنابراین کودکان محروم ازاین نیاز ،دچار کمبودها و مشکلات روانی و گاه نواقص جسمی خواهند شد.در این میان نقش مادران در برآورده ساختن این نیاز فطری بسیار سازنده و مهم می باشد.

حضرت فاطمه زهرا(س) که خود از سرچشمه ی محبت و عطوفت رسول خدا سیراب گشته بود و قلبش کانون محبت به همسر و فرزندانش بود در این زمینه نیز وظایف مادری خود را به بهترین شکل انجام می داد.

سلمان می گوید:«روزی فاطمه(س) را دیدم که مشغول آسیاب است.در این هنگام فرزندش حسین(ع) گریه می کرد و بی تابی می نمود.گفتم :برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم.ایشان فرمودند:من به آرام کردن فرزند أولی ترم،شما آسیاب را بچرخانید»

- بازی با فرزند

يكي از نيازهاي طبيعي كودك، بازي كردن می باشد كه براي او هم ورزش جسمي است و هم ورزش فكري ، موجب شادي روح و روان شده و او را با نشاط بار مي آورد .این امر تا حدی ضرورت دارد که  حتی برای تشویق بچه ها به این فعالیت ،باید بزرگترها نیز در این کار مشارکت نمایند.

از جمله مواردی که در شیوه ی تربیتی حضرت زهرا(س) جایگاه خاصی داشت،تحرک و بازی با کودکان می باشد.نقل شده که ایشان با اما حسن(ع) بازی می نمود و او را بالا می انداخت و می فرمود:«پسرم حسن مانند پدرت باش ،ریسمان ظلم را از حق برکن،خدای را بپرست که صاحب نعمات متعدد است و هیچ گاه با صاحبان ظلم دوستی مکن»

همچنین حضرت زهرا وقتی ،اما حسین(ع) را بازی می داد این گونه می فرمود:«تو به پدر من شبیهی و به پدرت علی شباهتی نداری»علي عليه السلام با شنيدن اين جمله مي خنديد و شاد مي شد.

- توجه به عبادت و آگاهی بخشی فرزند

یکی از محورهای اساسی که حضرت زهرا (س)  بسیار بدان توجه می نمودند بُعد پرستش و گرایش فرزندان به انجام تکالیف عبادی بود.ایشان از همان آغاز كودكي فرزندانش ، عبادت خداي تعالي را در روح و روان آنها تثبيت كرد و خوي پرستش خداي يكتا را در فطرت لطيف آنها سرشت.بر این اساس آن حضرت،در شبهای قدر،کودکان خود را به بیداری و نخفتن وادار می نمودند. البته  به این شیوه که در روز کاملاً آنها را می خواباندند و غذای مطلوبی می دادند تا برای شب زنده داری آماده باشند .ایشان تا حدی در این کار جدی بودند که اجازه نمی دادند ،احدی از خانه،خوابش ببرد ئو می فرمودند:«محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند»

همچنین آن حضرت، از همان آغاز به کودکان خود علم می آموخت و آنها را براي كسب معارف و تشويق در فراگيري ، آماده مي كرد، به عنوان مثال به فرزندش حسن عليه السلام كه هفت ساله بود مي فرمود: «به مسجد برو ، آنچه را از پيامبر شنيدي فراگير و نزد من بيا و براي من بازگو كن»

- رعایت عدالت درباره ی فرزندان

رفتار هماهنگ و عادلانه و بذل محبت و توجه مساوی به فرزندان،اصل سازنده ای است که تا أعماق وجود کودک اثر می گذارد .نمونه هایی از زندگی خانوادگی حضرت زهرا(س) مشاهده می شود که نشانگر توجه و دقت نسبت به این موضوع مهم است.

روزی امام حسن(ع)در حالیکه تشنه بود نزد رسول خدا آمد.پیامبر مقداری شیر دوشید و به وی داد .در این هنگام امام حسین (ع)  نیز آمد و خواست ظرف شیر را از او بگیرد.اما پیامبر مانع شد.حضرت زهرا(س) که شاهد این ماجرا بود به پیامبر(ص) فرمود:«گویی حسن برای شما عزیزتر از حسین است؟»ایشان فرمودند:«نه هر دو برایم عزیزند.اما چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم.»

- احترام و ارج نهادن به شخصیت فرزند

شخصیت هر کس به اندازه ی اثر وجودی آن فرد است.اما شکل اصلی شخصیت و منش افراد در همان کودکی ساخته می شود و تحت تأثیر اطرافیان به ویژه پدر و مادر است.در تعالیم دینی آمده:«آنچه کودک در طفولیت می آورد تا پایان عمر او را همراهی می کند»

در نظر ائمه ی معصومین(ع)نیز، پرورش شخصیت فرزندان از جایگاه مهمی برخوردار است . پیامبر صلی الله علیه و آله امام حسین را در آغوش می‌گرفت و دهان او را می‌بوسید و می‌فرمود: تو آقایی، پسر آقایی، تو امامی پسر امامی، و پدر امامان هستی. و این چنین شخصیت كودك را ارج می‌نهادند.علی علیه السلام و زهرا سلام الله علیها هم از این روش پیامبر متابعت كرده و هرگز كودكان را تحقیر نمی‌كردند.

در باره ی احترام به شخصیت و نظر فرزند،نقل شده که روزی پیامبر وارد خانه شد و فرمود :«دخترم ! امروز پدرت مهمان شماست»فاطمه(س) عرض کرد:«پدرجان! فرزندانم حسن و حسین از من غذایی خواستند و من قادر به تهیه ی آن نبودم»پیامبر کنار حضرت علی(ع) و حسنین نشست و آن گاه دستانش را برای طلب طعامی بهشتی به آسمان بلند کرد.جبرئیل نازل شد و فرمود:«خداوند می فرماید:به علی و فاطمه و فرزندانش بگو آنچه از میوه های بهشتی میل دارید از من بخواهید»پیامبر، پیام خدا را به اهل بیت رسانید ،اما کسی چیزی نگفت تا اینکه امام حسین(ع) فرمود:«اگر اجازه دهید من انتخاب می کنم»همگی گفتند که انتخاب تورا قبول داریم.در نهایت، بنابه نظر ایشان،خرمای  بهشتی حاضر شدو پیامبر پس از تقسیم آن،دانه دانه در دهان حسن و حسین (ع)گذاشت.

منابع و پی نوشت د ادامه مطلب


::ادامه مطلب::
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388| ساعت 10:54| توسط فهیمه| |

 

 

ازدواج،عامل پیدایش عشق و دوستی و انس و الفت میان زن و مرد می شود.دراین میان زن به لحاظ ظرافت و لطافت ویژه ای که در ساختار روحی اش موجود است

ازدواج،عامل پیدایش عشق و دوستی و انس و الفت میان زن و مرد می شود.دراین میان زن به لحاظ ظرافت و لطافت ویژه ای که در ساختار روحی اش موجود است،عمده ترین نقش را در این راستا به عنوان رکن اساسی خانواده،برعهده دارد.قرآن کریم نیز در آیه ی 30سوره بقره،به همین لطافت روحی که موجب سکون و آرامش خانواده می شود اشاره می نماید.

حضرت فاطمه(س) که نمونه ی بارز و کامل زن است،بهترین و روشنترین مصداق این آیه می باشد. زهرا(ع) در زندگى خود مانند هر زن ديگرى در انجام دادن مسؤوليت‏هاى زناشويى كوتاهى نمى‏كرد. او در انجام مسؤوليت‏هاى زناشويى، همچون ديگر زنان مسلمان بود و البته در بهترين و والاترين درجه‏اى كه يك زن مسلمان مى‏توانست بدان دست يابد قرار داشت . در این قسمت به برخی از جلوه های رفتاری حضرت به عنوان یک همسر،اشاره می نماییم.

 - محبت و مهر ورزی به همسر

وجود زن در خانه می تواند محیط را به دریایی از مهر و عطوفت تبدیل کند.به طوریکه مرد،با حضور در این مکان آرامش یابد و مرهمی بر زخمهای دل او باشد.

همچنین،ترقی یا عقب ماندگی، سعادت یا بدبختی یك مرد به همسرش بستگی دارد .به فرموده امام رضوان الله تعالی علیه: «از دامن زن مرد به معراج می‌رود» .مردانی‌ كه در میدان مبارزه یا در اجتماع وظائف سنگین را به دوش می‌كشند و با حوادث و مشكلات برخورد می‌كنند، سنگر و آرامشگاهشان خانه است و به خانه پناه می‌برند تا تجدید نیرو كنند.

زهرا سلام الله علیها از مسئولیت سنگین و حساس زن مطلع بود و خود را برای نیرو بخشیدن به همسرش آماده كرده بود. ایشان با درک عمیق جایگاه حساس همسرش در اجتماع و مشکلات پیش روی وی،کوشش می نمودند ،همواره محیطی آرام و با صفا در درون خانه فراهم سازند . وقتی كه علی علیه السلام به خانه می‌آمد چون پروانه‌ای به گرد او می‌گشت، دلجویی می‌كرد و دلداری می‌داد، از حوادث و مشكلات او می‌پرسید و تسلی بخش او بود. لذا می‌بینید علی علیه السلام می‌فرماید: هر وقت زیاد كسل می‌شدم و اندهگین و غمناك می‌گردیدم به خانه می‌آمدم و به چهره فاطمه نگاه می‌كردم غم‌ها از دل من خارج می‌شد. 

حضرت زهرا سلام الله علیها با این روش به استقبال همسر می‌شتافت كه: لباس‌های خون آلودش را تطهیر كرده و زخم‌هایش را پانسمان می‌نمود. بعد دلجویی می‌كرد و از وضعیت جنگ می‌پرسید .فداكاری و شجاعت آن حضرت را می‌ستود و برای جنگ تشویق می‌كرد. او می‌دانست كه اگرعلی از خانه و خانواده اطمینان خاطر نداشته باشد نمی‌تواند آنچنان كه شایسته است در جنگ جانفشانی كند.

- رازداری و صبر در برابر مشکلات

ادب و احترام زن به همسرش،إقتضاء می کند تا حد امکان ،کاستیها را نادیده گرفته و بازگو ننماید.زیرا إظهار ناراحتی نزد دیگران،نتیجه ای جز رنجش شوهر و فاش شدن اسرار زندگی ندارد.

فاطمه(ع) در زمانی با حضرت علی(ع) زندگی نمود که از یک طرف جامعه دارای شرایط بحرانی و جنگی و شهر مدینه در محاصره بود و از طرف دیگر نیز در تمشیت امور خود از حیث خوراک و پوشاک باید با حداقل ها می ساخت و حتی زمانی نیز می گذشت که حسنین(ع) از شدت گرسنگی بی قرار و گریان،شب را به صبح می رساندند.با این احوال در هیچ جای تاریخ سراغ نداریم که فاطمه(س) حتی به طور غیر مستقیم گلایه و شکایتی از وضع خود بر زبان جاری ساخته باشد و یا بخواهد که علی(ع) حضور خود را در خانواده بیشتر کند و یا اینکه کمتر به جبهه رود.

روزی فاطمه(س) به حضور پدرش رسید در حالیکه ضعف و گرسنگی در چهره ی ایشان نمایان بود.رسول خدا با دیدن این وضع دستهایشان را به دعا بل نموده و فرمودند :خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری مبدل فرما و وضع او را سامان بخش.

در حقیقت پیامبر اکرم(ص) بدون آنکه حضرت زهرا(س) سخنی گویند از ضعف او باخبر می شود که این خود،نشان از رازداری آن حضرت و پایبندی ایشان به اساس خانواده است.

 - اطاعت وکسب رضایت همسر

حضرت فاطمه(س) تا آخرین روزهای  زندگی مبارکشان، مطیع و تسلیم حضرت علی(ع) بودند؛به طوریکه پس از ماجراي تلخ سقيفه،وقتی ابوبکر و عمر،هنگام بیماری ایشان ،برای دلجویی و عبادت، اجازه ملاقات خواستند ، فاطمه زهرا سلام اللّه عليها هرگونه پيشنهادي را رد مي نمود و موضع اعتراض و سكوت و بيزاري را ادامه مي داد . 
اما روزي امام علي عليه السلام وارد منزل شد و فرمود: فاطمه جان خليفه و عمر در پشت درب منزل ،منتظر اجازه ورود مي باشند، تا نظر شما چه باشد. حضرت زهرا سلام اللّه عليها فرمودند: «علي جان خانه، خانه ي توست و من آزاد کنیز تو هستم .هر آنچه مي خواهي انجام ده . »

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: «سوگند به خدا، من زهرا سلام اللّه عليها را تا آن زمان كه خداوند جان او را ستاند ، خشمگين نساختم و در هيچ كاري موجب ناخشنودي او نشدم. او نيز هيچ گاه مراخشمگين نكرد و عملي از او سرنزد تا باعث ناخشنودي من شود.»      
حضرت زهرا (س) هنگام شهادت به شوهرش فرمود:«ای فرزند عمو! مرا هرگز دروغگو و خائن نیافتی و از زمانی که با من زندگی کردی من تو را نافرمانی نکردم »

هنگامی که فاطمه(س)رحلت نمود،امیرالمؤمنین برخاست و عرض کرد:«بار خدایا ! من از دختر پیامبرت راضی هستم.»

- کسب اجازه از همسر

حضرت زهرا (س) بانویی است که با آن همه مقام و جلالت،حتی برای گرفتن حق خود با اذن شوهرش از منزل خارج می شوند.

از امام باقر (ع) روایت شده که فرمودند:«در ماجرای فدک ،علی (ع) به فاطمه(س) گفت:برو و ارث پدرت را طلب کن و اینچنین بود که فاطمه زهرا(س) به نزد ابوبکر رفت»

- فداکاری و ایثار نسبت همسر

ایثار و از خودگذشتگی به عنوان یک اصل در خانواده و یکی از مهمترین عوامل استحکام روابط و محبت میان اعضاء یک مجموعه می باشد.نمونه های ایثار و گذشت در زندگی هر انسانی بیانگر بزرگی روح و علو همت اوست .ازاین موارد در زندگی امیرالمؤمنین و حضرت صدیقه(س) فراوان دیده می شود.

حضرت زهرا(س) در طول زندگی پرفراز و نشیب خود با حضرت علی(ع) هیچ گاه از وی تقاضائی ننمود که اجابت آن برای امیرالمؤمنین،مشکل و سبب اذیت وی باشد.در صبحگاهی،حضرت علی(ع) تقاضای غذایی از همسرش نمود.اما زهرا(س) فرمودند:دو روزی است که خود چیزی نخورده ام و هر چه بود برای شما و فرزندانم آوردم.حضرت علی فرمودند:چرا مرا آگاه نساختی تا چیزی تهیه کنم؟ایشان گفتن:از خدای خود شرم کردم که چیزی از تو بخواهم که انجامش برایت دشوار است.

امیرالمؤمنین(ع) درباره ی اوج فداکاری و تلاش حضرت زهرا می فرمایند:«حضرت زهرا در خانه بسیار تلاش می کرد.جدی و سخت کوش بود.حمل آب،آرد کردن جو،پختن نان و کارهای دیگر خانه او را آزرده و خسته کرده بود.به او پیشنهاد نمودم تا نزد پیامبر رفته و تقاضای خدمتکار کند.وی رفت و پیشنهادش را با رسول خدا در میان نهاد.پیامبر فرمود:دخترم ! می خواهی چیزی به تو آموزش دهم که از کنیز و خدمتکار بهتر باشد؟بعد فرمود:هر شب 33مرتبه سبحان الله و33مرتبه الحمد لله و 34 مرتبه الله اکبر بگو! اگر چنین کنی خداوند مشکلات دنیا و آخرت تو را آسان می گرداند.فاطمه سپس سه مرتبه فرمود:از خدا و رسولش خشنودم »

همچنین،روزی پیامبر آندو را مشاهده نمود که مشغول کارند .پرسید:کدام یک خسته ترید؟حضرت علی(ع) فرمودند:فاطمه(س)! رسول خدا در جای دخترش نشست و کار او را انجام داد.

حضرت زهرا(س) در فداکاری به حدی رسید که هنگام آمدن مخالفان به طرف خانه ی او و درخواست بیرون آوردن حضرت علی برای گرفتن بیعت ،خود به پشت درب می آید تا کسی متعرض امیراالمؤمنین نشود و در این اقدام،جان خودش و فرزندش را فدای امام و همسرش می نماید.

- تعاون و تقسیم کار با همسر

براي حفظ نظام اجتماعي در همه ابعاد به خصوص نهاد خانواده بايد وظایف ، براساس صحيح برنامه ريزي و تقسيم بندي شود تا هركس به تناسب توان روحي و جسمي خود، كاري را انچام دهد . این برنامه ریزی باید دقیق و منطبق با واقعیتهای زندگی باشد . اداره ی خانه علی رغم آنکه ساده به نظر می رسد اما ظرافتهای خاص خود را می طلبد که بی تردید کاربستن آنها سبب موفقیت و آرامش روانی زوجین خواهد شد.   
یکی از جلوه های زندگی مشترک حضرت زهرا و حضرت علی ،تقسیم مطلوب وظایف می باشد.فاطمه زهرا سلام اللّه عليها و علي عليه السلام در آغاز زندگي مشترك نزد رسول خدا صلی الله عليه و اله و سلم آمدند و از ايشان خواستند تا كارها را بين آنها تقسيم كنند. پيامبر اكرم صلی الله عليه و اله و سلم كارهاي درون خانه را به فاطمه زهرا سلام اللّه عليها واگذار كردند و كارهاي بيرون منزل رابه علي عليه السلام سپردند .   
زهراي اطهر سلام اللّه عليها از اين تقسيم كار بسيار خوشحال شد و فرمود: جز خدا كسي نمي داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه خشنود شدم از اين رو كه رسول خدا صلی الله عليه و اله و سلم تحمل كارهاي بيرون ازخانه را «كه موجب بيرون رفتن و روبرو شدن با مردان نامحرم مي شد» از دوش من برداشت وكارهاي درون خانه را به عهده ي من نهاد . 

منبع:سایت طنین یاس

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388| ساعت 11:36| توسط فهیمه| |

زنان در صدر اسلام مشارکت همه جانبه ای در جامعه داشتند و هیچ محدودیتی برای

آنان نبود.اما بنی امیه و بنی عباس زنان را از صحنه ها بیرون نمودند؛ چراکه مشارکت

زنان در حیات سیاسی یک جامعه به معنای مشارکت همه ی مردان آن اجتماع

خواهد بود و حاکمان جور و ظلم از اینکه  مردم در صحنه حاضر شوند وحشت

داشتند .به همین جهت زنان را از اجتماع خارج کردند .در حالی که زنان در صدر اسلام

حضوری فعال داشته اند. زنانی که اسلام نیز به نیکی از آنان یاد می کند زنانی ا

جتماعی می باشند و کاملاً در صحنه های سیاست و اجتماع ، فعال بوده اند. زنانی

چون، بلقیس ملکه ی سبا، آسیه همسر فرعون، دختران شعیب(ع)، مادر و خواهر

حضرت موسی(ع).

مشارکت حضرت فاطمه (س)در عرصه های مختلف اجتماع ،نیز یک مشارکت وسیع و

همه جانبه بود.البته داده های تاریخی در این زمینه خیلی زیاد نیست . اما یکی از

جلوه های مشارکت اجتماعی آن حضرت را ،می توان در مراودات ایشان با گروههای

مختلف مردم مشاهده نمود. به طوری که اصحاب رسول خدا به راحتی به خانه ی

حضرت زهرا(س) رفت و آمد داشتند و سؤالات خود را از محضر ایشان می پرسیدند.

فاطمه(س) نیز که در جامعه از نوعی مرجعیت فکری و دینی برخوردار بود به سؤالات

آنان پاسخ می دادند .

علاوه بر اصحاب و مؤمنین، آن حضرت، با غیر مؤمنین نیز ملاقات داشته و طرف کمک

خواهی آنان واقع شده است.مثلاً، پس از شکستن صلح حدیبیه ،ابوسفیان به مدینه

آمد تا شاید بتواند پیمان را برای مدتی طولانیتر تجدید کند.با برخی از اصحاب ملاقات

نمود اما آنها او را طرد نمودند.سپس به خانه ی فاطمه(س) آمد و از او درخواست کرد

تا میانجی شود.فاطمه فرمود:ابوسفیان! عزم پدرم جزم شده است.

از دیگر نمونه های فعالیت اجتماعی آن حضرت،شرکت ایشان در صحنه های نظامی

می باشد.حضرت زهرا در غزوه ی احد پس از شنیدن خبر مجروحیت پدرشان با دسته

ای از زنان ،آب و غذا و وسائل پانسمان بر می دارد و به رزمگاه می رود و جراحات پدر

را می شویند.در غزوه ی خندق نیز نقل شده که فاظمه زهرا(س) نان می پخت و در

آن شرایط خطرناک خود را به چادر پدر می رساند و نان به او می داد.در فتح مکه نیز

فاطمه ی زهرا (س) رسماً حضور داشتند و طرف مشورت رسول خدا قرار گرفت.

از دیگر نمونه های فعالیت اجتماعی  حضرت زهرا ،دلجویی آن حضرت از خانواده های

شهدا می باشد.ایشان پس از غزوه ی احد که رسول خدا با قرائت آیاتی از قرآن به

تسلی بازماندگان شهدا می پرداخت،بر مزار آنان حاضر می شد و برای آنان از خدا

طلب آمرزش می نمود.

واقدی می نویسد:«فاطمه در مصیبت حمزه بسیار گریست . او هر دو یا  سه روز،

خود را به احد می رساند و بر مزار شهیدان می گریست و برای آنان دعا می کرد. »

همچنین وی دست فرزندان خود را می گرفت و به دیدار خانواده های شهدا می رفت

یا در تشییع پیکر پاک آنان شرکت می نمود. او از طرف پد، این مسؤولیت را داشت تا

مشکلات آنها را بپرسد و به پدر گزارش دهد تا رسول خدا آنها را حل نماید.

 

 

 

نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388| ساعت 14:28| توسط فهیمه| |

 

 

 

 

زن جامعه ما، که می خواهد به سر حد استقلال و انتخاب خویش برسد و یک بار دیگر متولد شودو در این« تولد جدید » خود، مامای خود باشد ونه ساخته « وراثت » و نه پرداخته «تقلید»، نمی تواند از اسلام بی نیاز و نسبت به آن بی تفاوت بماند و بنابر این،طبیعی است که این سوال به مغزش خطور کند که: مردم همواره از فاطمه(س) دم می زنند، و صدها مجلس و منبر به خاطرش بر پا می کنند. با این همه چهره روشن اوشناخته نیست و تنها چیزی که از این شخصیت مقدس وبزرگ می دانند، چند قلم تکرار مکررات نسل اندر نسل و قرن اندر قرن است، که شب و روز، و در تمامی سال و سراسر عمر، واگو می شود. و اما در باره آنچه که باید از فاطمه(س) آموخت هیچ، و در نقشی که شخصیت او در زندگی و سرنوشت پیروانش دارد، تنها و تنها، شفاعت و آن هم در قیامت و...

« فاطمه » وارث همه مفاخر خاندانش، وارث اشرافیت نوینی که نه از خاک و خون و پول، که پدیده وحی است، آفریده ایمان و جهاد و انقلاب و اندیشه و انسانیت، بافت زیبایی از همه ارزشهای متعالی روح.

از شخصیت « فاطمه » سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه یک زن بود، آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد. تصویر سیمای اورا پیامبر، خود رسم کرده بود و او رادر کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود. وی در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود، مظهر یک دختر در برابر پدرش، مظهر یک همسر در برابر شویش، مظهر یک مادر در برابر فرزندانش، مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش. وی خود یک « امام » است، یعنی یک نمونه مثالی، یک تیپ ایده آل برای یک زن، یک اسوه، یک شاهد برای هر زنی که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند. او با طفولیت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجی و داخلی، در خانه پدرش، خانه همسرش، در جامعه اش، در اندیشه و رفتار و زندگی اش، « چگونه بودن » را به زن پاسخ می داد. نمی دانم چه بگویم؟ بسیار گفتم و بسیار نا گفته ماند...

                                                                                              دکتر  شریعتی 


 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388| ساعت 23:35| توسط فهیمه| |

1ـ نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان

پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)

2ـ على (ع) رهبر و پیشوا

پیامبر اكرم (ص) فرمود:

هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )

3ـ على (ع) بهترین داور

گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )

4ـ داناترین و نخستین مسلمان

رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)

5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر

پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)

6 ـ على و شیعیان

پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)

7 ـ شیعه على در قیامت

پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش كه تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)

8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت

بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)

9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)

رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )

10 ـ حجاب فاطمه

پیامبـر اكـرم (ع) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن كه او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن كه او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى كند پیامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.)

11 ـ نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء

پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر كه بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد. ( همان، ج 1، ص 267)

12 ـ پیامبر ، پدر فرزندان زهرا

فـاطمه (س) از پیـامبـر اكـرم نقل كـرده كه فـرمـود:

همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده كه به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه كه مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد). ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)

ـ خوشبخت واقعى

فاطمه (س) از پیامبراكرم(ص) نقل كرده كه فرمود: این جبرئیل (ع) است كه مرا خبر مى دهد: همانا خـوشبخت واقعى كسـى است كه على را، در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد. ( بهجه، ج 1،ص 271)

14 ـ بخشى از خطبه زهرا (س)

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دلها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

15 ـ موقعیت اهل بیت در نزد خدا

خـدایـى را حمـد و سپاس گـوییـد كه به خاطـر عظمت و نـورش هر كه در آسمان ها و زمیـن است به سوى او وسیله مى جـوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـایگـاه قـدس او و حجت غیبـى و وارث پیـامبـرانـش هستیـم. ( فـاطمه الزهـراء بهجه قلب المصطفـى، ج 1، ص 265)

16  ـ دستورالعملى جامع

در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود:

اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)

17  - زیان بخل

پیامبراكرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا كه آن درختـى است در آتـش دوزخ كه شاخه هایـش در دنیاست و هـر كه به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند. ( همان، ج 1، ص 266)

18  ـ نتیجه سخاوت

پیامبراكـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا كـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است كه شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى كشـانـد. ( بهجه، ج 1، ص 266)

19 ـ سحر خیزى

رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تكان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا كه خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى كند. (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 )

20  ـ زمان استحابت دعا

رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است كه نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیك گردد. ( مسند فاطمه الزهراء ، ص 221)

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388| ساعت 14:37| توسط فهیمه| |

d981d8a7d8b7d985d987-d8b2d987d8b1d8a7 

هديه اي بود از خدا            آمد او از آسمان

تا که عطرآگين شود       باغهاي اين جهان

 

 جامعه هر انسان و هر انديشه اي مجبور به خلق شخصيت هايي براي الگو گرفتن از آنهاست .بدون الگو و تمثيل هدف مشخص نمي شود و ادعاها در مرحله ي تئوري باقي مي ماند .ايمان و ههردف مشخص نشده هم فقط در قلمرو و آرزوها و روياها باقي مي ماند .
هر جامعه و انساني از گذشته خودالگو مي گيرد و براي داشتن الگويي کامل در تاريخ سير مي کند تا الگويي را پيدا کند او نمي تواند الگويي را که پيدا کرده است در همان عصر نگه دارد و با انتقال اين الگو به زمان خودش مي تواند در گرفتن الگو موفق باشد .
اسلام آخرين دين است و الگوهاي عرضه شده در اين دين آخرين الگوها و ارزشها هستند .ارزشهايي که در طول تاريخ باقي مي مانند اگر بتوان اين ارزشهاي محو شده در تاريخ را در زندگي خود زنده کنيم اهميت و ارزش پيدا مي کنند .
الگوي من شخصيتي فوق العاده است که در 14 قرن پيش در دامان پيامبر (ص) بزرگ شد و در قرن 21 در استانبول زندگي مي کند يعني حضرت فاطمه (سلام الله عليها).دين زنده است پيامبر زنده امام زنده و فاطمه نيز زنده است ...
اگر حضرت فاطمه (سلام الله عليها) در استانبول زندگي مي کرد چطور فاطمه مي شد ؟
اين سوالي نيست که از کنارش بتوان راحت گذشت و يا آن را بي اهميت انگاشت .کسي که نتواند به اين سوال جواب دهد نمي تواند حضرت فاطمه را براي خود الگو بگيرد .الگوي من فاطمه بايد در اين شهر در کوچه هاي اين شهر بگردد ، در مسجدش نماز بخواند . اگر امروز با حضرت علي (ع) ازدواج مي کرد براي جهيزيه چه مي خواست ؟ و ...
فاطمه الگوي من بايد بتواند نه تنها در مقابل زن جنگ جمل بلکه در مقابل زنان جمل امروز نيز مقاومت کند و ارزش واقعي زن را نشان دهد بايد فاطمه هاي زمان باشند تا با فرهنگ فاطمه انسانهايي را به جامعه تحويل دهند . اما فاطمه هاي زمان ما کجايند ؟ فاطمه يکبار زندگي کرد و شهيد شد اکنون او زنده نيست تا با ارزشهاي امروز زندگي کند . اما ما بدون معرفت و شناخت او چگونه مي توانيم او را از مکه و مدينه دوباره زنده کنيم ؟
اگر ما سيره حضرت فاطمه را در زمان خودمان زنده نکنيم دشمنان ما الگوهاي خود را به عصر ما خواهند آورد و حتي زناني که اسمشان فاطمه است را از بين خواهند برد و البته آن روز ديگر براي همه ما خيلي دير خواهد شد . اگر خواهان پيروزي باشيم بايد با زنان غربي به مقابله برخيزيم اگر توسط زنان غربي ارزشهاي اسلامي از بين برود اين زنان با ايمان هستند که بايد بتوانند پاسخ دهند .
اگر امروز مدنيت غرب و فرهنگ غرب ارزش ، احترام ، حيثيت و عزت يک زن را از بين مي برد ،اين عزت و حيثيت و ارزشهاي از بين رفته را يک زن مي تواند به جامعه بازگرداند .در تمدن اسلامي نيز در مقابل زن بايد زن قرار گيرد ولي براي انجام اين تنها يک راه داريم و آن :
"سيره ي حضرت فاطمه (سلام الله عليها)را در زمان خود زنده کنيم ".
منبع:مجله ي راه قرآن(ش 21)

 

نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388| ساعت 18:5| توسط فهیمه| |

فاطمه، يك “زن” بود، آن‌چنان كه اسلام مي‌خواهد كه زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم كرده بود و او را در كوره‌هاي سختي و فقر و مبارزه و آموزش‌هاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود. وي در همه‌ي ابعاد گوناگون “زن بودن” نمونه شده بود.

مظهر يك “دختر”، در برابر پدرش. مظهر يك “همسر” در برابر شويش. مظهر يك “مادر” در برابر فرزندانش. ….مظهر يك “زن مبارز و مسؤول” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش. وي خود يك “امام” است، يعني يك نمونه‌ي مثالي، يك تيپ ايده‌آل براي زن، يك اسوه”، يك “شاهد” براي هر زني كه مي‌خواهد “شدن خويش” را خود انتخاب كند. او با طفوليت شگفتش، با مبارزه‌ي مدامش در دو جبهه‌ي خارجي و داخلي، در خانه‌ي پدرش، خانه‌ي همسرش، در جامعه‌اش، در انديشه و رفتار و

زندگيش، چگونه بودن” را به زن پاسخ مي‌داد.

نمي‌دانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.

در ميان همه جلوه‌هاي خيره كننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفت‌انگيز است اين است كه فاطمه همسفر و همگام و هم‌پرواز روح عظيم علي است او در كنار علي تنها يك همسر نبود، كه علي پس از او همسراني ديگر نيز

داشت. علي در او به ديده يك دوست، يك آشناي دردها و آرمان‌هاي بزرگش مي‌نگريست و انيس خلوت بيكرانه و اسرارآميزش و همدم تنهايي‌هايش.

این است كه علي هم او را به گونه‌ ديگري مي‌نگرد و هم فرزندان او را

.

خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجه‌ي بزرگ است

ديدم فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد (ص) است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.

باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

فاطمه، فاطمه است.

منبع: کتاب زن از دکتر علی شریعتی

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388| ساعت 0:11| توسط فهیمه| |

دين مبين اسلام، علّو رتبه را جايگاه حتمي زن دانسته و سلوك به سوي آن را لازم شمرده و راه آن را با ارزش گذاري‌ها، مقررات و احكامي هموار ساخته است. زن مسلمان امروز، در صحنه علم، سياست، هنر و فعاليت‌هاي متعدد و متنوع اجتماعي از گذشته بسي فعالتر و ميداندارتر است. لكن آنچه را بايد زن مسلمان توام با حضور سالم و سازنده خود در عرصه اجتماع بر آن اهتمام ورزد، رعايت حدود و ثغور روابط زن و مرد حرمت انساني زن و عدم تبديل آن به وسيله‌اي براي التذاذ يا دستگاهي براي مصرف مصنوعات پر زرق و برق است.

يقيناً رسيدن به اين مهم و بهره‌مندي از آن نيازمند الگويي شايسته و جامع است كه تأسي به سيره علمي و عملي او زن مسلمان را به سوي آن مهم رهسپار سازد. يقيناً در اين باره اسوه‌اي شايسته‌تر و جامع‌تر از دردانه خلقت، دخت نبوت، كفو ولايت، امّ امامت حضرت فاطمه(س) نتوان يافت. حضرت فاطمه(س) اسوه برترين انسان‌هاست كه در عمر كوتاه خود، پمچون شهابي برفراز تاريكي تمدن انساني درخشيد و فرهنگ و تمدني را پايه نهاد و شاهد و شهير آن گشت. بر نسل امروز بويژه زن مسلمان است تا با فرهنگ . سيره علمي و عملي حضرت فاطمه(س) آشنا شوند و تلاش كنند تا خود نيز به عنوان عضوي از مكتب پيامبر اعظم(ص) شوند. هر چند الفباي شخصيتي او فرهنگي عظيم و بي‌انتها است لكن به‌قدر توان قطره‌اي از زلال كوثر او ترسيم تا به فضل الهي جامعه اسلامي ما بسوي فاطمي شدن و بسط فرهنگ و مرام فاطمه(س) رهسپار شود. اينك به بررسي برخي از ابعاد زندگاني نوراني آن تجسم ليله‌القدر مي‌پردازيم:

ايثار در شوهرداري: روزي امير‌المؤمنين علي(ع) از فاطمه(س) خواست، آن حضرت جواب داد:«ما كانت الا ما اطعمتك منذ يومين، آترت به علي نفسي و عي الحسن و الحسين، فقال: الا اعلمتني فاتيتكم بشيء؟ فقالت: يا اباالحسن اني لاشتحيي من الهي اكلفك ما لا تقدر عليه»(1)
حضرت فاطمه(س) با الهام از دستورات الهي و پدر بزرگوارش، نسبت به حضرت علي(ع)، فوق‌العاده علاقه‌مند بود و هرگز برخلاف رضاي او گام بر نمي‌داشت و بگونه‌اي رفتار مي‌كردند كه غمها و غصه‌هاي امير‌المؤمنين(ع) با ديدار فاطمه(س) برطرف مي‌شد. چنانچه حضرت علي(ع) در اينباره مي‌فرمايد: «فوالله ما اغضبتها، ولا اكرهتها علي امر حتي قبضها الله عزوجل، ولا اغضبتني، ولا عمت لي امراً، ولقد كنت انظر اليها فتنكشف عني الهموم و الاحزان»(2)

اين حديث از عشق و علاقه شديد متقابل دو همسر معصوم حكايت مي‌كند كه در طول زندگي آنان نه تنها كوچكتري اختلافي پيش نيامده است بلكه مشكلات خارجي و اجتماعي با ديدار محبت‌آميز مرتفع مي‌گرديد. و با آنكه حضرت فاطمه(س) انسان معصوم و بي‌لغزش بود ولي در عين حال در هنگام فراق، در ضمن وصاياي خود به آن حضرت خواستند قلب مبارك علي(ع) را بار ديگر در مورد خود راضي‌تر نمايند. لذا عرض كردند: اي پسرعموي پيامبر! من هرگز به تو دروغ نگفتم، خيانت نكردم، و به مخالفت تو برنخاستم، حضرت علي(ع)، چون اين سخنان را شنيد فرمود: «معاذالله انت اعلم بالله و ابر واتقي و اكرم و اشد خوفاً من الله قد عز علي مفارقتك و تفقدك الا انه امر لابد منه...»(3) جلاء‌العيون تسبّر،ج1،ص217-218
همه اين فراز‌ها نشان مي‌دهد كه فاطمه(س) با داشتن مقام عصمت نسبت به حقوق شوهر چه ميزان ارزش قائل بود. و چه سان نگران بوده است كه نسبت به مقام رقيع همسرش علي‌بن ابيطالب مسئول باشد.

خانه‌داري فاطمه(س): حضرت فاطمه زهرا(س) هر چند در سنين جواني به خانه علي(ع) انتقال يافت و با مشكلات فراوان اقتصادي موجه شد و در يك خانه محقر منزل گزيد و دسترسي به امكانات زندگي پيدا نكرد ولي با مديريت صحيح خانه‌داري كرد و بدي وسيله عشق و علاقه شديد علي(ع) را به خود جذب كرد و تمام آن كمبود‌ها را با ضفاي دروني جبران نمود و فرزندان بي‌نظيري به جامعه تحويل داد. روزي حضرت علي(ع) و فاطمه(س) براي تقسيم كار به حضور پيامبر(س) رسيدند و درخواست نمودند. آن حضرت تكليف هر يك را در امور خانه مشخص فرمودند. چنانچه حضرت باقر(ع) مي‌فرمايند: رسول خدا(ص) نيز چنين تقسيم كار كردند: «فقضي علي فاطمه بخدمته مادون الباب وقضي علي عليًّ بما خلفهُ..»(4) بحار‌الانوار، ج43، ص81. كنزالعمال،ج16،ص341. و امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «كان امير‌المؤمنين يحتطب و يسقي و يكنس و كانت فاطمه تطحن و تهجن و تخبز»(5) وسايل الشيعه،ج12،ص24. بحار‌الانوار، ج41،ص54.
از اين دو حديث استفاده مي‌شود كه حضرت علي و فاطمه (عليهما‌السلام) با انظباط خاص، وظايف خانه را انجام مي‌دادند و كار آنان مشخص بود و در عين حال حضرت علي(ع) علاوه بر كار‌هاي خارج از منزل، در امور داخلي خانه نيز به همسرش كمك مي‌كرد و كلمه «يَكفِسُ= جارو مي‌كرد» به اين موضوع دلالت دارد. حضرت سلمان(س) مي‌فرمايد: «وارد خانه علي(ع) شدم ناگهان مشاهده كردم دختر پيامبر(ص) مشغول دستاس و آرد كردن است، او در اين كار چنان به زحمت افتاده كه دست‌هايش ورم كرده و خون‌آلود شده بود. در حاليكه حضرت امام حسين(ع) از گرسنگي بي‌تابي مي‌كرد. سلمان مي‌گويد: دلم به حال سوخت و لذا اظهار داشتم: اي دختي رسول خدا! چرا از فضه كمك نمي‌گيري؟ حضرت جواب دادند: پدرم او را به من سفارش كرده است من بايد به عدالت با او رفتار كنم ما كار‌ها را ميان خود تقسيم كرده‌ايم يك روز او كار مي‌كند و روز ديگر من و امروز نوبت استراحت او مي‌باشد. سلمان مي‌گويد من آزاده شده پدر شما هستم، اجازه دهيد من جاي شما اين كار را انجام دهم. تا اينكه به آرد كردن مشغول شدم و وقت نماز رسيد، آماده رفتن به مسجد شدم، بعد از اقامه نماز آنچه را ديده بودم به مولايم علي(ع) گفتم: آن حضرت چون سخنان مرا شنيد شروع به گريه كرد و سپس به سراغ فاطمه(س) رفت و با تبسّم برگشت و فرمود: ديدم فاطمه(س)، خوابيده و حسين(ع) نيز در كنار مادرش در خواب مي‌باشد و آسياب دستي بدون مباشرت كسي كار مي‌كرد، پيامبر خدا(ص) تبسّم كنان فرمودند: يا علي براي خداوند در روي زمين ملائكه‌اي است كه به محمد و آل محمد(ص) خدمت مي‌كنند.(6) بحار‌الانوار، ج43،ص28.
اين قضيه مي‌رساند كه نظم و تقسيم كار در تمام شئون زندگي حضرت فاطمه(س) حاكم بوده است.

حياء و عفت فاطمه(س): حياء يك نيروي دروني مرموزي است كه انسان را از قبائح، كار‌هاي نامطلوب باز مي‌دارد و حضرت زهرا(س) بسيار پاكدامن و عفيف بود و در طول زندگي خويش تجسم حياء به حساب مي‌آمد. در اين‌باره حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: روزي فاطمه عليهماالسلام در محضر رسول خدا نشسته بودند كه مرد نابينايي اجازه ورود خواست. در اين حال دختر رسول خدا اتاق پذيرايي را ترك كرد و در اندرون نشست. پس از رفتن ميهمان رسول خدا(ص) پرسيدند چرا از مرد نابينا دور شدي در حاليكه او تو را نمي‌ديد؟ فاطمه(س) عرض كرد: «ان لم يكن يراني فاني اراه، وهو يشم الريح. فقال رسول الله(ص) اشهد انك بضعه مني.»(7) بحارالانوار، ج43، ص91.

فاطمه(س) و تربيت و پرورش فرزندان:هر چند در تكوين شخصيت انسان 3 عامل مهم: وراثت، محيط و خود بسيار كارساز و مؤثر است ولي در اين ميان نقش مربي در اصول تربيتي، جايگاه خاصي دارد. حضرت زهرا(س) با يك مديريت صحيح و به كار بستن ويژگي‌هاي تربيتي، توانست فرزنداني را به جامعه اسلامي تحويل دهد كه هر كدام منشأ آثار خير و پيشرفت اسلام شدند و عملاً به الگو‌ها و اسوه‌هاي حقيقي فضايل و مكارم اخلاقي و انساني مبدل شدند.

الف) آموزش عبوديت و بندگي:
حضرت فاطمه(س) چونان جذب محبت حضرت حق(جل‌وجلاله) بود، و در اين راه استقامت ورزيد كه فرزند برومند ايشان امام حسن مجتبي(ع) در وصف ايشان مي‌فرمايد: «رايت امي فاطمه قامت في محرابها ليلته جمعتها فلم تزل راكعهً ساجدهً حتي اتضح عمود الصبح»(8) وسايل‌الشيعه،ج4،ص1150. بحارالانوار، ج43،ص76و84.
با توجه به اينكه بهترين روش تربيتي و پرورشي، آموزش با رفتار و عمل انسان است، حضرت زهرا(س) الگويي شايسته براي فرزندانشان بود و آنچنان مفيد و كارساز واقع شده بودند كه دختران حضرت فاطمه(س) بويژه عقيله‌بني‌هاشم حضرت زينب(س) در اوج مصائب عاشوراي حسيني(س) نماز شب را ترك نكردند
.

ب) شفقت و مهرباني:
حضرت فاطمه(س) نسبت به فرزندان بسيار مهربان بود و با آنان با محبت خاص معشرت مي‌كرد و فرزندان در آغوش پر مهر مادر در كمال آرامش مي‌آرميدند. چنانچه حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «دخلت علي فاطمه و هي مستلقيه لقضاها و الحسين نائم علي صدرها»(9) بحارالانوار،ج43،ص28.
اين حديث كاشف از عشق علاقه متقابل حضرت فاطمه(س) و فرزندان مي‌باشد. 2 بخش اخير آموزش عبوديت و بندگي و شفقت و مهرباني در عين حال درسي براي بانوان امروز جامعه بشري بويژه جامعه اسلامي ايران مي‌باشد. بانواني كه اغلبشان بخاطر بهره‌منديهاي مضاعف مادي، مصمم هستند در خارج از منزل شاغل باشند يقيناً نمي‌توانند وقت و فرصت كافي جهت ارضاي نياز‌هاي عاطفي، تربيتي و اخلاقي فرزندانشان صرف كنند كه اين خود مشكلات بسيار و خلاء‌هاي عاطفي و تربيتي بسياري براي فرزندان بوجود خواهد آورد.

فاطمه(س) و فعاليت‌هاي اجتماعي: حضرت زهرا(س) كه در ابعاد مختلف علمي، عبادي، پرورشي و فضايل اخلاقي اسوه بود در مسائل سياسي و اجتماعي نيز يك انسان ممتاز و فعال به شمار مي‌آمد. او اگر چه در شرايط عادي يك بانوي پرده نشين و دور از مردان بيگانه زندگي مي‌كرد ولي با افراد مخصوص و هنگام لزوم ارتباط نزديك و تنگاتنگ داشت چنانكه سلمان نقل مي‌كند روزي امير‌المؤمنين مرا ديد و فرمود: سلمان! ما را پس از رحلت پيامبر(س) ترك كرده‌اي؟ چرا به خانه ما نمي‌آيي؟ سلمان مي‌گويد عرض كردم حبيبي يا اباالحسن! هرگز شما را فراموش نمي‌كنم. منتهي فراق هميشگي پيامبر(ص) مرا داغدار و بدان محبت بسيار محزونم. حضرت علي(ع) فرمودند: «يا سلمان! انت منزل فاطمه بنت رسول‌الله فانها اليك مشتاقه! تريد أن تتحفك بتحفه قد اتحفت بها من الجنه»(10)بحارالانوار،ج43،ص66. سلمان مي‌گويد با عجله خود را به حضور حضرت زهرا(س) رساندم، ديدم آن حضرت در اتاقي نشسته و فرمود: يا سلمان! جفوتني بعد وفاه ابي؟ اگر به دقت همين حديث را ملاحظه كنيم خواهيم فهميد كه حضرت فاطمه(س) يك زن محجوب محجور نبوده بلكه وي براي اهداف بسيار مقدس با مردان مقدس در ارتباط بود، آري فاطمه(س) با اين گروه نشست و برخاست داشت و حوزه درسي برايشان تشكيل داده بود و سخنان آموزنده و اطلاعات غيبي و دعاهاي مخصوص را به آنان تعليم داد و دعاي نور كه آنرا حضرت فاطمه(س) به سلمان ياد داد از اين مقوله به حساب مي‌آيد.

يكي ديگر از برگهاي زرين و آموزنده حضرت زهرا(س) نحوه حضور او در جامعه است كه براي همه انسان‌ها شريف و آزاده درسي مهم و حياتي مي‌باشد. حضرت فاطمه(س) اگر چه نمونه كامل يك زن مسلمان در تمام اوصاف و كمالات اسلامي و انساني بويژه در حجاب و عفاف بود ولي مسايل سياسي و اجتماعي را نيز در مواقع حساس ناديده نمي‌گرفت و در مجامع عمومي حضور مي‌يافت و به مناظره مينشست ولي در عين حال هرگز از پرده حجاب كامل و عفاف لازم بيرون نرفت. در كتاب‌هاي عامه و خاصه نقل شده است هنگاميكه به فاطمه(س) قصد عزيمت به سوي مسجد رسول الله(ص) را به قصد دفاع از ولايت كرد «لاثت خمارها، واقبلت في لمه من حفدتها و نساء قومها، تطأُ في ذنوبها، ما تخرم مشيتها مسيه رسول‌الله(ص) حتي دخل علي ابي‌بكر و قد حشد الناس من المهاجرين و الانصار، فضرب بينها و بينهم ريطه بيضاء...» شرح ابن‌ابي‌الحديد،ج16،ص211و249. احتماجات طبرسي،ج1.

اگر در اين عبارات به دقت، توجه كنيم درس‌هاي زيادي از حجاب و عفاف آن حضرت مي‌گيريم و متوجه خواهيم شد كه آن حضرت در ميدان مبارزه نيز بسيار مقيد به حجاب كامل و حياي اجتماعي و اخلاقي بوده است. زيرا:
1- با پوشيدن مقنعه و احتياط لازم حركت نموده‌اند(لاثت خماها).
2- در ميان زنان حركت كردند(في‌لمّه).
3- لباس‌هاي بلد پوشيده كه حتي پاهايشان پيدا نبوده است(تطاذيولها).
4- در جايگاه مخصوصي قرار گرفته و پرده‌اي ميان زنان و مردان حايل بود(فضرب بينها و بينهم...).
آري فاطمه(س) با اين برنامه‌ريزي دقيق حتي در ميدان مبارزه شيوه سلوك و مشي زنان اسلامي را ترسيم نمود و به پيروانش درس‌هاي بسيار بزرگ اجتماعي و اخلاقي  داد كه در عين اجتماعي بودن، زنان بايد حجاب و عفاف را رعايت كنند.

*در اين نوشتار از كتاب «تحليل سيره فاطمه زهرا(س) تأليف آقاي علي‌اكبر بابازاده» بهره‌برداي بسيار شده است.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388| ساعت 12:58| توسط فهیمه| |

 روزي رسول خدا واردخانه دخترش فاطمه گرديد او را غمناک و اندوهناک ديد فرمود فاطمه جان چرا غمناک و محزوني ؟ بابا خاطرم آمد روز قيامت و صحراي محشر هول و وحشت و گرفتاري آن روز  مرا محزون و غم ديده ساخته است . فرمود زهرا جان آنروز روز بزرگي است و گرفتاري مردم بسيار و سخت است  ليکن جبرئيل از جانب رب جليل بمن خبر داده است : که در آن روز اول کسيکه قبر او شکافته شود و به محشر آيد من خواهم بود  و بعد از من ابراهيم خليل است و بعد شوهر تو علي ابن ابيطالب عليه السلام است پس آنوقت خدايتعالي امر کند

جبرئيل را با هفتاد هزار ملائکه بسوي تو فرستد و هفت قبه از نوربر روي قبر تو بنا کنند امر شود با اسرافيل با سه حله از نور بنزد قبر تو بيايد و ندا کند و گويد اي فاطمه دختر محمد برخيز و  بسوي محشر بيا بوعده گاه خدايتعالي اي دختر من فاطمه جان تو از جاي بلند شوي در حاليکه در آنروز ايمن با شي از هول و وحشت آنروز پس اسرافيل  بتو بپوشاند آن حلها را ملکي که او را ذوقائيل گويند ناقه از بهشت براي تو بياورد که مهار آن از مرواريدباشد و حقه از طلا بالاي آن نصب شده با شد و تو بالاي آن سوار شوي و دو پهلوي آن ناقه مزين بديبا باشد و گردن آن  ناقه معطر بمشک و عنبر با شد و جهاز آن ناقه از مرواريد است و بر آن  هودج مملو باشد از نور خدايتعالي و روشن دارد و مهار آن ناقه مملو است از رحمت خدايتعالي و طول آن مهار يک فرسخ از فرسخهاي دنيائي است ذوقائيل ملک مهار آنرا بدست گرفته با شد هفتاد هزار ملک در جلو تو است که تسبيح گويند خدا را چون ناقه بحرکت در آيد هفتا د هزار حوريه باستقبال تو آيند و در دست هر يک از آنها مجمره از نور باشد که بوي عود و عنبر از آنها ساطع

باشد و بر سر هريک از آنها تاجي از جواهر مرصع بزبرجد با شد ازجانب  راست تو روان باشد قدري راه بروي مريم دختر عمران با هفتاد هزار حوريه باستقبال  تو آيند و بر تو سلام کنند و از جانب چپ تو روان گردند بعد از آن خديجه مادرت با هفتاد هزار ملک که علمهاي تکبير در دست داشته باشند در جلو تو باشند بعد از آن حوا و آسيه هر کدام با هفتاد هزار ملک بجانب تو آيند و با اين تجليل تو را وارد محشر نمايند چون وارد محشر شوي از جانب حق تعالي  منادي ندا کند که همه اهل محشر بشنوند قضوا ابصار کم .. اي اهل محشر بپوشانيد و بر هم گذار يد چشمهاي خودتان را تا آنکه فاطمه دختر حبيب ما محمد  از محشر بگذرد و همه چشمها بسته

شود مگر اولاد هاي تو بامر حق تعالي منبري براي تو نصب کنند که هفت پله داشته باشد و هر پايه از آن چندين صف از ملائکه بايستند و علمهاي نور بدست داشته باشند و تو بالاي آن قرار بگيري جبرئيل از جانب رب جليل بيايد و بگوئيد اي دختر محمدفاطمه زهرا شفيعه روز جزا امروز روزي است که هر چه از ما بخواهي بتو عطا کنيم پس آنروز روزي است که تمام مردم حيران و سرگردان باشند پس تو در بالاي آن قرار گيري صفوف ملائکه اطراف تو را گرفته باشند و بعد از آن براي من و شوهرت علي ابن ابيطالب و فرزندانت منبري نصب کنند و من در پله اول باشم . شوهرت علي عليه السلام در پله پائين تر و در آن منبر قرار بگيرم مرتبه دگر جبرئيل بيايد و بگوييد اي دختر رسول خدا حق تعالي ميفرمائيد امروز روزي است که ميخواهم شاءن و مقام و عظمت و بزرگي تو را به اهل محشر بنمايانم و هر چه از ما ميخواهي بتو عطا کنيم اي فاطمه بهشت را در اختيار تو قرار داديم از هر دري بخواهي داخل  بهشت شو. فاطمه گويد داخل بهشت نشوم تا آنکه به بينم بعد از من با فرزندم حسين عليه السلام چکردند. ندا رسد اي فاطمه نگاه به صحراي محشر کن پس فاطمه نگاه کند يک بدن پاره پاره که سر در بدن ندارد پس فاطمه عليها السلام گويد حسن جانم اين بدن کيست؟ امام حسن گويد مادر جان اين بدن برادرم حسين است که امت پدرت بعد از تو او را بقتل رسانيدند سر از بدنش جدا کردند چون نام حسين عليها السلام را فاطمه بشنود و آن حال را مشاهده کرد چنان ناله و راجه نمايد و صداي ياحسينا بنمايد که تمام اهل محشر را منقلب نمايد و اهل محشر لعن کنند قاتلان حسين (ع ) را ملائکه بخروش آيند از ناله بي بي زهرا سلام الله عليها پس از گريهاي فراوان به قائم عرش  پروردگار عرض کند : "يا لحکم الحاکمين احکم بيني و بين اولادي "

 اي حاکم عادل حکم کن بين من و ميان قاتلان فرزندم خدايا حکم فرما  ميان من و ميان آنهائيکه ظلم  و اذيت و آزار نمودند فرزندانم را بدون جرم و تقصير و بي سبب او را بقتل رسانيدند از ناله زهرا جهنم بحرکت در آيد و آن آتشيکه آنرا هبهب گويند هزار سال تابيده شده تا سياه گرديد بصحراي محشر بيايد و جمع کند قاتلان و کشندگان و اذيت کنندگان فرزندان فاطمه را باز از مصدر جلال خدائي ندا رسد اي فاطمه هر چه ميخواهي  از ما بخواه تا بتو عطا

نمائيم  فاطمه عرض کند خدايا امتان پدرم و شيعيان شوهرم و دوستان فرزندانم را ميخواهم ندا رسد اي فاطمه همه را بتو بخشيديم هر که را ميخواهي داخل بهشت گردان پس آن بي بي آنقدر شفاعت کند که بحساب نيايد اين است . 

امام جعفر صادق (ع ) ميفرمايند : بخدا قسم فرداي قيامت جده ما حضرت زهرا سلام الله عليها آنقدر شفاعت کند تا اينکه کسي در قيامت نماند مگر منافق يا شکاک يا کافر و بخواست سيده نساء عالميان داخل بهشت شوند همه دوستان زهرا و دوستان فرزندان زهرا سلام الله عليها و هر که را که او بخواهد بدون حساب داخل بهشت خواهد شد

 برداشت شده از کتاب " عوالم " از ابن عباس

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388| ساعت 0:6| توسط فهیمه| |